بخشیدن با قلب نه با تصمیم

  • این موضوع 1 کاربر و 1 پاسخ را دارد.
در حال نمایش 15 نوشته (از کل 24)
  • نویسنده
    نوشته‌ها
  • #683
    arsham
    مشارکت کننده
    #2964

    دوست عزیزم از پاسخ سریع شما متشکرم ولی باز من نتیجه ای از فرمایشات شما نگرفتم .چطور چیزهایی را که دوست دارم ببخشم؟؟؟؟

    #2963
    arshia
    مدیر

    بیتا خانم
    استاد ارشام مدتیست در سایت حضور ندارند و در باب یوگا و هیپنوتیزم فعالیت داشتند . ایکاش بودند تا خودشون جواب شما رو میدادند .
    با این وجود بخشیدن کاری تئوری نیست و نیازی به روش خاصی ندارد . تنها ببخش . اگه نمیتونی این کار رو بکنی بدون هنوز به آگاهی کامل نرسیدی و لازمه بیشتر در مورد شناخت خودت و خالقت فکر کنی . البته انسانهای بسیار کمی هستند که این بخشش رو در مورد همه بکار ببرند . ولی بر اساس رشد و ظرفیت آگاهی هر فردی مقداری از بخشش رو در درون خود دارد . من پیشنهاد میکنم برای سریعتر نتیجه گرفتن ، ابتدا چیزهایی که دوست داری رو ببخش . بعد کم کم میتونی اشتباهات دیگران رو هم ببخشی . البته وقتی به حالت سامادهی برسی بخشش برات آسان و لذت بخش میشه .
    شاد و پیروز باشی

    #2973
    fatemeh zamani
    کاربر

    سیلام سیلام دوستای خوف نازنین
    یه سوالی میداشتم
    من خیلی زود همه را می بخشم اما اونها باز خیلی زود کار کثیف و غیر اخلاقیشان را با من شروع میکنن؟؟؟
    من 2 سال به کسی که پولم پیشش بود هیچی نگفتم اما بعدش عصبانی شدم و اون کلی بازیم دادو هی تحت تاثیر این و آن بهش فحش بد دادم اونم گفت پولتو نمیدم کلی تهدید و فحش به همه خاندان ما کرد بعدش من از عذاب وجدان اینکه بهش توهین کردم داشتم می مردم
    گاهی خیلی وحشی و بی تربیتم گاهی همه چی آرومه و هر کی هر کاری کنه هیچ اتفاقی نمیوفته و من همه را می بخشم و دوباره رابطه جدیدی باهاشون شروع می کنم؟؟
    خوب حالا من اون آدم بدها رو بخشیدم یا نبخشیدم؟؟؟
    یا اصلاً بهتره اونها رو ببخشم یا نبخشم؟؟؟

    #2974
    js0ner
    کاربر

    درمورد "بخشش" یه مطلب جالبی خونده بودم البته خودم به اینصورت امتحان نکردم ولی مطمئنم اگه بدرستی انجام بشه این مثل "قانون جذب" جواب میده. این بیشتر شبیه یه تصویه حساب کارمایی که ما با کائنات برای خود یا دیگران انجام میدیم. من فکر کنم اگه در همین روش بجای اینکه دیگران رو مخاطب قرار بدیم، خدارو مخاطب بدیم اثرش خیلی بیشتره، استاد نظر شما چیه؟ همین میشه؟

    ھو اوپونو پونو
    در لغت به معنی " درست کردن اعمال" است. می تواند برای تصحیح کردن اعمال اجداد و خاندان باشد یا برای ترمیم کردن یک رابطه بین دو یا چند نفر استفاده شود. ھدف اصلی این تکنیک تصحیح اشتباھاتی است که در زندگی یک نفر انجام شده یا توسط خود فرد یا توسط اطرافیان او.

    قاعده آن چنین است که وقتی در زندگی شما مشکلاتی وجود دارد خود شما مقصر ھستید حتی اگر دیگران تقصیر کرده باشند و با خطاھا و گناھان خود شما را دچار دردسر و مشکلات کرده باشند کاری از دست شما برای تنبیه آنھا بر نمی آید و با سرزنش و نفرت از آنھا خودتان را دچار مشکلات بیشتر می کنید. اما اگر بپذیرید که شما نقشی ھر چند کوچک و ناچیز در جذب آن افراد خطاکار به زندگی خود داشته اید و یا اثر کوچکی در رفتار آنھا با خود داشته اید آنوقت از بعد دیگری به مسئله نگاه می کنید. از چشم یک مسئول به قضیه نگاه می کنید نه از چشم یک قربانی ضعیف که تنھا می تواند نفرین کند. شما قدرت و رشته کار را در دست می گیرید تا این خطاھا را ھر چند توسط دیگران انجام شده پاک کنید تا اثر آن از زندگی خودتان ھم بیرون رود. مثلا اگر ماشینی به شما زده و شما را بیمار و زمینگیر کرده و راننده ھم فرار کرده یا کسی پولی از شما دزدیده و نمی توانید او را پیدا کنید و یا در حادثه رانندگی عزیزی را از دست داده اید دستتان به جایی نمی رسد و از آن شخص نفرت دارید چون مشکلات زیادی را برای شما و خانواده شما ایجاد کرده. صبح و شب شما و اطرافیان لب به ناسزا و نفرین و توزیع غم و نفرت در محیط زندگی خود می پردازید. بخشش ؟ حتی فکرش را ھم نمی کنید که قادر باشید آدم بی سر و پای بی ارزشی مانند او را ببخشید

    سوال این است : آیا خودتان را می توانید ببخشید ؟ آیا از اینکه آن روز تصمیم گرفتید بیرون بروید و مثلا بدون توجه وارد خیابان شدید و تصادف کردید خودتان را می بخشید؟ از اینکه در حق خودتان کوتاھی کرده اید؟ آیا از اینکه در حال رانندگی دچار اشتباه شدید و حادثه منجر به مرگ یک نفر دیگر شد میتوانید خود را ببخشید؟ یا از اینکه پول زیادی را به ناچار با خود به خیابان بردید خودتان را می بخشید؟ سھم خودتان را در این اشتباھات قبول دارید؟
    تا زمانیکه به نتیجه گیری با خود نرسید که "بله من ھم سھمی در این خطا دارم حتی اگر یک درصد باشد .خودم ھم اشتباه کردم" – تصمیم به انجام ھو اوپونوپونو نخواھید گرفت زمانیکه حس کنید آماده پذیرفتن اشتباه خود ھستید زمانی است که قدرت شما بالا می رود و حکم کسی را پیدا می کنید که در مسند قدرت نشسته و حالا می خواھد خطا را اصلاح کند . کار اشتباه را تبدیل به کار صحیح کند در زمان نمی توان عقب رفت ؟ ماست ریخته شده را نمی توان جمع کرد ؟ کار اشتباه را نمی توان تصحیح کرد؟


    البته ممکن است به شرطی که درک صحیحی از چگونگی این عمل داشته باشید. اگرچه ماشین زمان سوار نمی شوید و جادووی ھم نمی کنید اما قدرت ذھن انسان چنانچه درست به کار رود می تواند اثرات کار خطا و اشتباھات را معکوس کند. می تواند از یک قاتل خطرناک یک انسان معصوم و بی گناه بسازد و می تواند اثر قتل را محو کند. اگرچه نمی تواند مقتول را زنده کند اما اثر وحشتناک حاصل از مرگ او را می تواند در خانواده و ھمچنین برای روح مقتول کاھش دھد و حتی تبدیل به انرژی مثبت کند. خاندانی که سالھاست درگیر غم یا فقر و سیاھی است چنانچه سھم خود را در مشکلات پیش آمده بپذیرد می تواند وضعیت خود را تغییر دھد قدرت این تکنیک تا جایی است که حتی می توان برای افرادی که نمی شناسیم و ملاقات نکرده ایم و حتی افرادی که خودشان از این تکنیک خبر ندارند استفاده کنیم و برای زندگی آنھا ایجاد تغییرات مثبت کنیمگناھان آنھا را ببخشیم و آنھا را اصلاح کنیم———————————————————————————————————————-فقط خدا حق ببخش گناھان را دارد ؟
    کسی این حرف را می زند که خودش را برده گناھان بداند و قدرت را از خودش برای کمک به بشریت بگیرد. خودش را به عمد یا به سھو به آن راه بزند که " من سھمی در مشکلات بشریت ندارم به من چه؟ من از این مردم نیستم. من تافته جدابافته ھستم و… " چیزی را به گردن خدا انداختن یعنی از گردن خود مسئولیت باز کردن و خود را برده و نالایق دانستن نه از روی تواضع و نیکویی بلکه از روی نفرت از بشریت و عدم نوع دوستی. ھیچ خدایی کمک به خود و ھمنوع را دخالت در کار خدا نمی داند اما البته قبل از کمک به دیگران باید خطاھای خود را در زندگی به گردن بگیرید. حتی خطاھایی که ناآگاھانه انجام داده اید و یا اصلا به خاطر نمی آورید. مھم نیست که به یاد دارید یا نه مھم نیتی است که می کنید که تمام اشتباھات گذشته را خنثی کنید.

    تاریخچه ھو اپونوپونو
    ھواپونوپونو نام روشی باستانی در میان اقوام بومی ھاوایی است. این تکنیک جھت " بخشایش" و " پیوند زدن" توسط کاھنان ھاوایی اجرا می شده است . روشھایی نظیر این تکنیک با نامھای متفاوت در میان بومیان " ساموآ " و " پولی نزی" – " نیوزلند " و " تاھیتی" نیز وجود دارد. در زبان ھاوایی این کلمه به معنی " پاکیزه کردن روان" می باشد در ھاوایی و سایر کشورھای نام برده شده این مراسم مراحل و شیوه ھای خاصی دارد که باید حتما توسط بزرگ قبیله یا کاھن اجرا گردد. از این روش برای ایجاد صلح بین ارواح نیاکان و برطرف کردن جنگ و نزاع در خانواده ھا و یا میان قبایل استفاده می شود. ھمچنین برای برطرف کردن اتفاقات ناخوشایند یا به اصطلاح بد شانسی – کم کردن جرم و جنایت در میان انسانھا و امثالھم استفاده می شود در اواخر قرن 20 دادگاھھای ھاوایی دستوری صادر کردند مبنی بر اینکه خلافکاران دستگیر شده باید زیر نظر بزرگان این تکنیک آموزش دیده و کارمای خود را پاک کنند تا ھم جلوی جرم بیشتر گرفته شود و ھم مجرم در این زندگی و زندگیھای آینده دچار مصایب بیشتر و اشتباھات بزرگتر نشود. نتایجی که این کار در کاھش آمار جرم داشت بی سابقه بود.

    در سال 1976 " مورنا سیمه ئونا " که خود زنی کاھن بود این روش را با زندگی امروزی تطبیق داد و تغییراتی در آن ایجاد کرد تا برای حل ھمه مشکلات و توسط ھر انسان عادی بدون نیاز به کاھن قابل انجام باشد . او که ھمه مشکلات انسان را ناشی از " کارما ی منفی " می دانست اظھار کرد که با این تکنیک می توان اثرات منفی کارما را تبدیل به مثبت کرده و تمام مشکلات را حل کرد. حداقل با کاھش وزن کارمای بد و منفی شخص قادر خواھد بود زندگی آرامتر و شادتری داشته باشد علاوه بر اینکه در زندگیھای آینده تحت تاثیر کارمای بد متولد نخواھد شد این روش پس از ورود به شرق توسط اساتید عرفان شرقی نیز برای بازکردن بندھا و زنجیرھای کارمای بد به دانش آموزان آموخته شد. آنچه می خوانید روش ساده شده این تکنیک به شرحی است که توسط استادان در ھندوستان به من منتقل شده است.

    چگونگی تاثیر بخشش و پوزش:
    در این روش شما علاوه بر اینکه خطای خود را می پذیرید ( ھر قدر ھم کوچک باشد) و بابت آن عذر خواھی می کنید به فرد یا افرادی که ممکن است نقشی در این ماجرا داشته باشند نیز اظھار عشق می نمایید. عشق عنصری است که خطاکار را به زانو در می اورد و تاثیر آن در زندگی او پدیدار خواھد شد. به این ترتیب شما نه تنھا کارمای خود را با فردی که به شما آزار رسانده پاک می کنید بلکه او را نیز ھدایت می کنید تا دست از اشتباه بردارد و دیگر این خطا را مرتکب نشود. یعنی در مقام یک مسئول و کنترل کننده اوضاع را در دست می گیرد. در بسیاری موارد پس از انجام این کار گزارش شده که فرد خطاکار با آنھا تماس گرفته و اظھار ندامت کرده. به چند مثال که توسط افرادی که این روش را انجام دادند توجه کنید:

    آقای "ایکس" با برادر خود سالھا قھر بوده و دعوای آنھا بر سر ارثیه پدری و..بالا گرفته بود به طوری که جز نفرت حسی نسبت به ھم نداشتند. زمانیکه آقای ایکس با خودش به این نتیجه رسید که نمی خواھد کارمای منفی با خود حمل کند و می خواھد از زنجیر برادرش جدا شود دست به ھواپونوپونو زد. بعد از ھفت روز به طرز شگفت آوری برادرش با او تماس می گیرد و طلب بخشش از او میکند.

    خانم "ایکس" ھمسر معتادی داشت که سالھا او را آزار می داد و ثروت خانواده را دود می کرد. رفتار ھمسر با او و تنھا دخترشان بسیار بد بود. پس از اینکه خانم ایکس تصمیم گرفت که سھم خودش را در این اشتباه بر عھده بگیرد از این تکنیک استفاده کرد. اشتباه او یا ازدواج با این مرد بوده و یا بچه دار شدنش از این مرد – ھمچنین سھم خود را در معتاد شدن شوھرش پذیرفت و اینکه ممکن است کارمایی از زندگی قبلش با این مرد داشتھ باشد. از این رو خواست که از کارما رھا شود و بتواند زندگی بهتری بکند. پس از ھفت روز ھواپونوپونو ھمسرش بدون اینکه بداند چگونه دست از مصرف مواد برداشت و تا سه سال پاک بود و زندگی آنھا بهتر شد. پس از سه سال ھمسر دوباره شروع به مصرف کرد. خانم ایکس متوجه کارمای سنگین ھمسرش شد. چرا که اعتیاد یک نوع خودکشی فردی است که به سبب کارمای سنگین در انسانھا پدیدار می شود. برای کمک به سبک کردن کارمای شوھرش دوباره از این روش استفاده کرد و شوھرش تا زمانی که فوت کرد دیگر از مواد استفاده نکرد

    خانمی گزارش داد که بدون دلیل مشخصی بین او و خواھرانش و خانواده ھای آنھا ھمیشه اختلاف نظر ودرگیری وجود دارد. در ھر مھمانی یا ھر مراسمی بین آنھا بحث رخ می دھد و بعد از ھر بار قھر دوباره با ھم آشتی می کنند ولی نزاع و اختلاف تمام نمی شود. پس از قبول این مسئله که او ھم نقشی ھر چند کوچک در این بحث و جدلھا داشته دست به ھواپونوپونو زد و پس از ھفت روز خواب دید که ھمه افراد خانواده در کنار ھم می خندند و شاد ھستند. پس از آن یکی یکی به او زنگ زدند و گفتند که خوابش را دیده اند و می خواھند از خطاھایشان عذر خواھی کنند—————————————چگونه؟
    وقتی دیگران را ببخشی خودت را بخشیده ای ". من و شما به عنوان عناصر این کائنات از ھم جدا نیستیم " بلکه پیوسته ایم. اشتباھی که از شما سر بزند مثل این است که از من سر زده و من باید بتوانم انقدر بزرگ و وسیع فکر کنم که اشتباه شما را نیز مانند اشتباه خود بپذیرم و بابت آن از خودم و دیگران معذرت خواھی کنم. اگر ھمه عناصر یا حداقل بخشی از عناصر این دنیا (انسانھا) چنین فکر و عمل کنند ارتعاش ھمه ما بالا می رود. اگر من آگاه شوم روی ارتعاش شما اثر می گذارد و اگر دیگری آگاه شود ارتعاش من و شما بالا می رود. بالا رفتن ارتعاش روحی و ذھنی کمک به درک وسعت کائنات و نقش و ھدف ما در این زندگی و …است به این ترتیب اثر این تکنیک در چندین بعد است و ھمزمان روی چندین نفر تاثیر می گذارد. پیام عشق و بخشش از سوی شما بالا می رود و به ضمیر ناخودآگاه شما می رسد. ضمیرناخودآگاه با "خود-برتر" یا روح کامل شما ارتباط دارد و این انرژی را به او می رساند. "خود-برتر" یا " فرا-آگاھی" دانای کل است و تمام خاطرات و اعمال شما در او ثبت شده. در حالت عادی شما دسترسی به این داده ھا ندارید چون درگیر زندگی مادی ھستید و از خود-برتر جدا ھستید. ضمیر ناخودآگاه واسطه ای است بین شما و روح-برتر ( با خدای خالق اشتباه نشود) که پس از انتقال این پیامھا به او – ارتعاش اعمال ضبط شده شما و دیگران تغییر می کند و این تغییرات به ضمیر ناخودآگاه منتقل می شود. ضمیر ناخودآگاه تغییرات انرژی را به شما و کسانی که در مورد آنھا نیت کرده اید می رساند و آنھا نیز تغییر را حس می کنند. این تغییر می تواند ھمانطور که توضیح دادیم در مورد ھر قضیه و ھر ھدفی باشد که قصد اصلاح و بهتر کردن آن را دارید مھم این است که در حال انجام این کار نباید چشمداشت داشته باشید. بلکه باید با خلوص نیت اشتباھات خود را بپذیرید و حتی به جای فرد مقصر ھم عذر خواھی کنید. مثلا اگر پسر شما بچه ای را زده است شما میروید و به جای پسرتان عذر خواھی می کنید. به ھمین ترتیب برای اینکه کسی شما را یا اعضای خانواده شما را ببخشد و یا برای اینکه شما کسی را غیابا ببخشید این تکنیک را به کار ببرید. بعضی اوقات است که کسی فوت شده و امکان ملاقات و طلب بخشش از او ندارید. و یا زنده است اما نمی دانید کجاست ؟ چطور از او طلب بخشش کنید؟ و یا زنده است و می دانید کجاست اما می ترسید با او روبرو شوید یا غرورتان اجازه نمی دھد رو در رو از او عذرخواھی کنید در اینجاست که از این روش بهره می جویید.

    چگونه "دکتر ھیولن" دھھا بیمار روانی بستری در تیمارستان را شفا داد ؟
    بیش از سی سال پیش دکتر " استنلی ھیو لن" متخصص روانپزشکی بود که در بیمارستان مرکزی ھاوایی مسئول بخش زندانیان روانی بدحال شد. اینھا بیمارانی بودند که مرتکب قتل و جرایمی نظیر تجاوز و آدم ربایی و شکنجه و… شده بودند و از آنجا که روانی بودند مورد مجازات قرار نگرفته بودند و در عوض تحت سخت ترین شرایط در تیمارستان بستری بودند. در این بخش ھر روز حداقل یک بیمار به پرستاران یا بیماران دیگر حمله می کرد و آنھا را مورد ضرب و شتم قرار می داد. روزی نبود که بدون حادثه بگذرد. بیماران به شدت ناآرام و خشن بودند به حدی که پرسنل و خدمه تیمارستان ترجیح می دادند به بهانه ھای مختلف مرخصی بگیرند و از آن محیط مخوف دور بمانند دکتر استنلی هیو لن با ورود دکتر لن اوضاع رفته رفته تغییر کرد. پرستاران گزارش می دادند که بیماران آرام ھستند. پس از چند ماه بیماران روانی که زنجیر به دست و پا داشتند آنقدر شاداب و سرحال و مھربان بودند که زمین تنیس تیمارستان در اختیار آنھا قرار گرفت و زنجیرھا از دست و پای آنھا باز شد تا در آن به ورزش و بازی بپردازند در واقع به گفته پرستاران و پزشکان بخش دکتر ھیو لن به نظر نمی رسید که کاری بکند اما ھمه متوجه بودند که این تغییرات پس از ورود او رخ داده است. او ھمیشه خندان و سرحال سر کار می آمد و ھرگز با ھیچ یک از زندانیان و بیماران روانی رو در رو صحبت نکرد و برخوردی با آنھا نداشت بعضی زندانیان تصمیم گرفتند دیوارھای خراب را تعمیر کنند و رنگ بزنند. روز به روز داروھای کمتری تجویز می شد. شوکهای الکتریکی قطع و اتاقھای انفرادی خالی بودند. بیماران یک به یک درمان می شدند و با دریافت مرخصی بیرون می رفتند و در نھایت آرامش زندگی می کردند. دکتر لن حدود چهار سال در این کلینیک کار کرد. پس از آن کلینیک به جھت خالی بودن از بیمار بسته و تعطیل شد

    دکتر ھیو لن چه با روان زندانیان ناآرام کرد که ھمه آنھا خود را بخاطر گناھانشان بخشیدند و ھمچنین بخاطر کارھای وحشتناکشان بخشیده شدند ؟
    دکتر ھیو لن از تکنیک " ھواپونوپونو" روی تک تک زندانیان استفاده کرد. بدون اطلاع آنھا و بدون صحبت کردن با آنھا. او می دانست که این انسانھای ناآرام در گذشته یا در کودکی خود مورد ظلم و ستم و تجاوز قرار گرفته اند و راھی به جز این زندگی خشن یاد نگرفته اند. در حق آنھا ظلم شده و آنھا ھم خود را موجه می دانستند که در حق دیگران ظلم کنند. او ھر روز عکس زندانیان را که در پرونده ھای آنان بود مقابل خود قرار می داد و بخاطر تمام اذیتھا و ستمھایی که از کودکی تا آن زمان در حق آنھا شده بود از ایشان عذر خواھی می کرد. اگرچه دکتر لن خودش به آنھا ظلمی نکرده بود اما به عنوان عضوی از دنیا سھم خود را در خراب شدن این انسانھا و خراب کردن زندگی آنھا می پذیرفت و از ایشان معذرت میخواست. از آنھا میخواست که خود را و دیگران را ببخشند و از دیگران می خواست که این جنایتکاران را ببخشند. نتیجه را دیدید که رھایی از اسارت گناھان و فرصت یک شروع تازه بود نه فقط برای زندانیان بلکه برای ھمه نوع بشر چو عضوی به درد آورد روزگار دگر عضوھا را نماند قرار مصداق ھمین فلسفه است. خود را بخاطر مشکل دیگران مسئول دانستن و کمک به حل آن. دکتر " جو ویتال" نویسنده ای است که تجربیات خود را در کتابی به نام " بدون محدودیت" شرح داده و ھمچنین از دکتر "ھیو لن" به عنوان پیشگام این تکنیک یاد کرده است———————————————
    روش انجام ھوپونوپونو:

    ذکری که باید 108 مرتبه با صدای بلند ( نه خیلی بلند )گفته شود: برای شمارش دقیق ذکر یا از تسبیح108 دانه و یا ھر وسیله ای که به شما کمک می کند شمارش صحیح داشته باشید استفاده کنید. اگر تسبیحی با دانه ھای سنگی یا کریستالی داشته باشید بسیار موثرتر و بهتر خواھد بود

    "ذکر چنین است : " دوستت دارم ( عاشقت ھستم ) – خیلی متاسفممرا ببخشمتشکرم
    این ذکر را شما در واقع به خودتان می گویید از خود-برتر خود برای خطاھا و اشتباھات یا کوتاھی عذرخواھی میکنید. ھمچنین اگر فرد یا افرادی در این میان آزرده شده باشند نیز شما را خواھند بخشید پس از ادای ذکر باید در دفتری مشخص که ھمیشه ذکر را در آن بنویسید 70 مرتبه ھمین ذکر را بنویسید.

    در صورتیکه می دانید در رابطه با شخص خاصی قصد بخشش یا بخشیده شدن دارید چنین بنویسید:
    من( نام کامل خود را بنویسید) فلانی ( نام کامل یا لقب فلانی) را می بخشم و فلانی ھم مرا می بخشد". 70 مرتبه

    مثلا زن و شوھری که دعوا می کنند و یا با ھم مشکل دارند می توانند خطاب به یکدیگر بنویسند یا فقط یک طرف بنویسد اگر افرادی که قصد پاک کردن کارما با آنھا را دارید بیشتر از یک نفر ھستند چنین بنویسید
    :"من ( نام کامل شما ) ھمه را می بخشم و ھمه نیز مرا می بخشند. 70 مرتبه

    پس از تمام شدن اذکار یک دست خود را روی بطری آبی که قبلا سه ساعت در نور خورشید قرار گرفته بوده قرار دهید و بگویید: من از کائنات درخواست می کنم که این آب را انرژی بخشدو آن را از عشق پر کند باشد که با نوشیدن این آب گوارا تمامی کارمای من و پدر و مادرم و خاندان و اجداد من و بدھی تمام کسانی که با ما کارما داشته اند و بدھی ما بهآن ھا صاف و خنثی شود و با قدرت الھی به نور و عشق و و کارمای خوب تبدیل گردد. باشد که ھمه چیز برای ما خوب پیش آید
    و سپس جرعه ای از این آب بنوشید و می توانید به اعضای خانواده خود نیز بدھید

    این کار باید به مدت ھفت روز پیاپی انجام شود. ساعت آن می تواند متفاوت باشد اما اگر یکروز جا بیندازید باید از اول شروع کنید

    پس از ھفت روز به مدت 3 ھفته دست به این کار نزنید و سپس دوباره ھفت روز انجام دھید. از آنجا که کارمای ھمه ما زیاد است فقط ھفت روز برای گشایش آن کافی نخواھد بود. از این روز ھر بار که احساس کردید کار به گره خورده یا دچار سردرگمی و مشکلات ھستید این عمل را تکرار کنید. اگر شخص یا اشخاصی به ذھن شما می آیند کاملا عادی است و اگر کارھا و اعمال گذشته یادتان بیاید عادی است. آنچه مسلم است پس از ھفت روز بسیار سبکتر و آزادتر از قبل خواھید بود

    این عمل را می توانید جھت درخواست شفای بیماری به نیابت از بیمار نیز انجام دھید که رنج و مشقت او پایان پذیرد و یا شفا گیرد یا بدون درد و رنج از جھان برود . می توانید جھت صبر و بردباری و بهتر شدن حال بازماندگان متوفی انجام دھید در ھر صورت ھر بار که این کار را برای شخص یا اشخاص دیگر انجام دھید نیز کارمای شما سبکتر خواھد شد.

    پیش از ھواپونوپونو چکار بکنید:
    این کار اجباری نیست اما اگر می توانید 5 دقیقه قبل از این کار مدیتیشن کنید یا خود را ریلکس کنید.در طول ذکر گفتن و نوشتن عود یا کندر بسوزانید

    حتما باید تنھا باشید در ساعتی انجام دھید که مطمئن ھستید کسی مزاحم شما نمی شود. در طول کار نباید از جای خود بلند شوید یا از اتاق بیرون روید.

    می توانید شمع روشن کنید تا فضای روحانی تری را حس کنید به ھر زبانی که برایتان راحت تر است ذکر بگویید و بنویسید و اجباری نیست که فقط فارسی یا انگلیسی باشد

    #2961
    arsham
    مشارکت کننده

    http://kanoon-yoga.com/Newsletter/Khordad1389/Images/AvayeSokoot1.jpg

    بخشیدن واقعی و از ته قلب، یک تصمیم و یک عمل ذهنی و منطقی نیست بلکه نتیجه و چکیده ی روند و عملکردی طولانی و درست در زندگی است. بیشتر افراد که تصمیم می گیرند ببخشند و دل خودشان را از رنجش و کینه خالی کنند، صدمات و زخم های پیشین، مانع از آن می شود که بتوانند این کار را با دل خود انجام دهند. آنها در چنین جایگاه محدودی نمی توانند فضای پرمهر بخشش را تجربه کنند زیرا پس از مدتی درد و جراحت های گذشته دوباره تشدید می شود و یا از کرده ی خود پشیمان می شوند.
    در چنین شرایطی به جای رنجش و حمل بار کینه، ابتدا به خود رجوع کنید و توسط عملکرد درست خود در زندگی واقعی و جاری، آرامش و مهر و موفقیت های معنوی، مادی و ساختاری را بارها به طور ملموس تجربه کنید و خود را در چرخه پویا و نیرومند زندگی و انرژی حیاتی قرار دهید. رنجش و کینه که هیچ چیز جز ردپایی از گذشته نیستند، بر اثر حرکت پرقدرت و واقعی شما، در محل خود یعنی گذشته ی فنا شده، باقی می مانند و شما میلیون ها کیلومتر از آن ها فاصله می گیرید.
    آنگاه نه تنها بخشش، خود به خود و قلباً اتفاق می افتد، بلکه می توانید آرزو و دعا کنید که او هم، بهشتی را که شما هم اکنون در آن هستید، تجربه کند.

    #2962

    دوست عزیزم از آنجا که این مشکل همیشگی من است و تا حال نتوانستم راه حلی برایش پیدا کنم خواهش می کنم تمرینی عملی را در صورت امکان مطرح کنید چون صحبت های نظری با آنچه واقعا باید اتفاق افتد تا نتیجه حاصل شود متفاوت است .جدا از اینکه بنده از فرمایشات شما بهره چندانی نبردم البته شاید از کم دانشی بنده است ولی در هر صورت شما بزرگواری کنید و روان تر و عملی تر موضوع را روشن کنید.
    سلامت باشید

    #2965
    arshia
    مدیر

    این شما هستید که به اشیاء و چیزهایی که مالک موقت اونها هستید ارزش میدهید . پس این شمایید که با ارزشید و با بخشش اونها به افراد دیگه باعت گسترش این ارزش ها خواهید شد . پس نباید نگران از دست دادن چیزهایی که دوست دارید باشید . عصاره وجودی شما از عشق تشکیل شده . پس با از دست دادن مادیات شما نگران نباشید . چون چیزی رو از دست نمیدید . بلکه با بخشش در هر موردی کاملتر خواهید شد .
    شاد و پیروز باشید

    #2966

    دوست عزیز اگر چه این راه کار می تواند به عنوان قدم اول مفید باشد اما من می خواهم این مبحث را جور دیگری پی بگیرم تا هم برای من و کسانی که این بحث را دنبال می کنند بستر بحث کاملا روشن بشه.بیائید این طور شروع کنیم .

    اول: چرا باید ببخشم و اگر نبخشم چه اتفاقی می افتد؟
    دوست من ممکن است این سوالات در ابتدا پیش پا افتاده باشه ولی این سوال و جواب ها زوایای بحث را از بستر روشن می کنه و از درونش ما می توانیم بهترین جواب را بگیریم
    سلامت باشید

    #2967
    arsham
    مشارکت کننده

    بسیار خرسندم که پیرامون این مسائل موشکافانه و با تعمق سوال مطرح می گردد . امیدوارم با ادامه این سوالات در بیشتر شدن آگاهی یکدیگر کمک شایانی بنماییم .
    اما پاسخ شما دوست گرامی در خصوص بخشش :
    ابتدا چرا باید بخشید : جواب شما را ااینگونه پاسخ میدهم که حس بخشیدن را در درون خود دنبال کنید . ببینید زمانهایی که می بخشید چه اتفاقی در درون شما می افتد ! چه حسی بعد از بخشش درون شما را فرا می گیرد ! این حس چقدر پایدار است ! و این حس چه نتایجی را در شما بدنبال خواهد داشت ؟ بخشیدن تنها در ابزار و وسایل مادی نیست . بلکه حتی لبخندی از سوی شما به دیگری نیز نوعی بخشش است . بنظر شما بارش باران نوعی بخشش از سوی کائنات نیست ؟ و …
    دوم در صورت نبخشیدن چه اتفاقی می افتد ؟ فکر میکنم پاسخ این سوال بقدر روشن است که نیازی به کنکاش نیست . تنها انسانهای مغرور و متکبر از بخشش دوری می کنند . چرا که تصور می کنند در صورت بخشش به همنوعان خود در هر ضمینه ای ، کاری اضافه و بی فایده انجام داده اند . کبر و غرور باعت تیرگی درون می گردد و انسان را از تفکر و تصمیم درست دور می کند .
    توصیه من به شاگردان در کلاسهای یوگا مطرح کردن سوال و یافتن پاسخ های درست در مورد مسائل بظاهر ساده می باشد . انسان ذاتا" بسمت نیکی و خوبی گرایش دارد ولی متاسفانه در اثر تربیت نادرست در خانواده و تاثیر گرفتن از جامعه از نیکی ها فاصله می گیرد ، طوری که رفتار خودخواهانه و نادرست را امری طبیعی و عادی می پندارد و این مسئله باعث دور شدن از خود حقیقی و شناخت خود می گردد .
    پیروز باشید

    #2968

    از توجه شما سپاسگذارم
    اما دوست عزیز من می خواهم از مرحله حرف هائی که همه می دانند ولی نمی توانند عمل کنم بگذرم و وارد مرحله ای بشوم که منطق و روانشناسی بخشش و یا عدم آن را بشکافم تا مقصود حاصل بشه وگر نه در مورد حسن بخشش کسی شک ندارد .بگذارید برای اینکه در وقت صرفه جوئی کنیم از خودم شروع کنم.
    خوشبختانه طرح سوال باعث شد تا من به خودم و اینکه چرا مکانیسم بخشش در مورد من تا حال عمل نکرده به مدد هوای خوب این روزها و طبیعت چند ساعتی فکر کنم.
    سوال اینجا است بخشیدن عملی است که باید به نتایج مشخص منتهی شود: اول احساس نفرت از طرف مقابل از بین بره دوم احساس انتقام از بین بره، سوم از شنیدن گرفتاری فرد مورد نظر خوشحال نشیم و از موفقیتش ناراحت . اینها حداقل چیزی است که در ابتدا باید اتفاق بیفته. خوب اگر واقعا این نتایج حاصل نشه پس در اصل بخشش جز حرفی که بر زبان جاری شده نتیجه ای نداشته
    این برای روشن شدن اینکه بخشش واقعی چرا سخته.چون واقعا به این نتایج اولیه منتهی نمی شود حال بگذریم از احساس رهائی بعدی و…
    سلامت باشید

    #2969
    arsham
    مشارکت کننده

    دوست گرامی
    عشق تابع هیچ منطقی نیست . عشق چیزیست که در درون ما به ودیعه گذاشته شده است . مشکل کار از اینجاست که شما برای نتیجه خوبی یا بدی دنبال منطق روانشناسی آن می گردید . قوانین انسان در مقابل قوانین خداوند ناقص و ضعیف است . پس مقایسه نتیجه بخشش با عقل و منطق ناقص انسانی کار درستی نیست . هیچ انسانی یک شبه ره صد ساله را نمی تواند بپیماید . پیامبر بزگوار ما با توجه به برگزیده شدن باز هم 40 شبانه روز در غار حرا خلوت گزیدند . این مثال برای این است که بدانید با یک بخشش احساس سرخوشی و بزرگی به هیچ کسی دست نمی دهد . و این احساس رهایی بمرور زمان و اصلاح و رشد درونی همراه خواهد بود . وقتی در جامعه کنونی ما وقتی آموزشها از کودکی دچار اشکال می باشد ، نباید انتظار معجزه با یک مدیتیشن و یا کار نیک رو داشت . وقتی بیماری شما مزمن گردید با یک قرص و یک شبه درمان نخواهد شد بلکه باید یک دوره درمان را برای بهبودی پشت سر بگذرانید .
    پیروز باشید

    #2970

    دوست عزیزم اینکه عشق تابع منطق نیست بر این اساس که در انسان به ودیعه گذاشته شده حرف عجیبی است چرا که شما این عشق را چگونه در خود یافتید.و آیا عارفان بزرگ در کتاب های خودی چیزی جز منطق عشق الهی را برای طالبانش شرح گفتند . عشق اگر سوار بر مرکب منطق نباشد خام و بسیط و عقیم است.

    و اینکه قوانین ما در برابر قوانین الهی ناقص است، شاید بتوان گفت از جنس دیگری است ولی ناقص بودنش برای بنده سوال است چرا که با همین قوانین ناقص بشر به واقعیت حق تعالی راه برده است چرا که اگر تنها عشق راهنمون کافی و وافی بود حواری موسی سر بر آستان گوساله سامری نمی نهاد.

    اینکه از منطق استفاده کردن در این راه خطا است آن هم در زمانه ما دو چندان عجیب است دنیایی که دیگر دغدغه مردمانش نه تکه پاره ای بر تن و نه لقمه نانی بر سفره است، که آینه دل چنان زنگار گرفته که با حرف های قشنگ پاک نمی شود و نیازمند ابزار برنده تری است.پس بعد از دعوت به عشقی که در انسان به ودیعه نهاده شده که آن نیز تنها با درون نگری قابل شناخت است باید از منطق سخن گفت تا همچون جراح تبغت از برای سلامت باشد.
    سلامت باشید

    #2971
    arsham
    مشارکت کننده

    دوست گرامی
    یافتن عشق در خود مانند یافتن درد و یا شادی نیست که برای آن بدنبال علت باشیم . هنگامی که شما جوهر و چکیده چیزی را دارا باشید انوقت آن جوهر یا چکیده علت و مابقی معلول آن خواهد بود . مانند عشق که جزء روح ماست و بدن و ذهن ما معلول و تابع آن خواهد بود . آیا شما برای علت بدنبال معلول می گردید ؟ یا برای معلول بدنبال علت ؟ بدلیل پایین تر بودن مرتبه معلول نسبت به علت ، این قیاس ، قیاس درستی نیست و جز به تسلسل و سردرگمی چیزی بدنبال نخواهد داشت .
    اینکه از عارفان و کتابهای آنان نام برده اید اگر به جملاتشان اشاره می کردید بهتر بود . اگر هم بزرگی برای فهم شاگردانش عشق را در قالب منطق برای فهم و درک بیشتر عنوان کرده دلیل بر منطقی بودن عشق نیست . البته منظور من هم نسبت به تعریف عشق و نداشتن منطق بصورت نسبیست وگرنه جز ذات احدیت هیچ چیز در این دنیا مطلق نیست .
    مورد بعدی در خصوص حواریون موسی که راه به بیراه بردند بدلیل عدم شناخت کامل پیامبر خود و خالق خود بود وگرنه عاشق یعنی سر سپرده نه نادان و یا ناآگاه . اگر حواریون موسی اندکی از عشق به ذات احدیت را درک میکردند هیچگاه به انحراف و بی راهه نمی رفتند . چرا که عشق خالص کشف و شهود را بدنبال خواهد داشت . حواریون موسی با منطق شیطانی گوساله پرست شدند . در منطق احتمال خطا بدلیل عدم درک کافی و وافی ساحت وجودی بسیار است .
    مورد آخر اتفاقا دقدقه مردم کنونی لقمه نان و تکه لباسی است و نه تنها با حرف قشنگ بلکه با دیدن حقیقت هم بطور دائم و کامل در مسیر درست قرار نمی گیرد . نمونه آن در تاریخ بسیار تکرار شده است . منطق دشمن عشق است ، چرا که عشق همیشه دردناک و رنج آور است و منطق بر اساس ساختارش انسان را درد و رنج دور می کند . به قول استاد طلا برای خالص تر شدن نیازمند حرارت بیشتر است . کیست که برای خالصتر شدن حاضر به تحمل رنج و مشقت بیشتر گردد ؟!
    پیروز باشید

    #2972

    دوست عزیزم پس شما را به کتابهای فیسوف معاصر ابراهیمی دینانی رجوع می دهم تا با تقابل عشق و عقل از نگاه ایشان که خود به دور از تجربیات عرفانی نیستند آشنا شوید .

در حال نمایش 15 نوشته (از کل 24)
  • شما برای پاسخ به این موضوع باید وارد شوید.