آرام و ساکت بودن

#785
ناشناس
غیرفعال


افكار چون امواج هستند. ذهن تو را پيوسته متلاطم نگاه مي دارند. و وقتيذهن تو در تلاطم باشد نمي تواند ماه را باز تاباند. مثل درياچه اي پرتلاطم است: ماه در آسمان است اما درياچه قادر به بازتاباندن آن نيست. وقتيامواج خروشان فرو مي نشينند، سطح درياچه همچون آيينه صاف مي شود و چهرهماه با تمام شكوهش از آن باز مي تابد. در حقيقت، چهره ماهي كه از آبدرياچه باز مي تابد بسيار زيباتر از ماه واقعي است، زيرا درياچه چيزي بهشكوه و زيبايي ماه مي افزايد. حقيقت نيز اينگونه است. وقتي تو كاملا ساكتو آرام باشي، حقيقتي كه از تو باز مي تابد چيزي ازتو مي گيرد. حقيقت زمانيكه از آگاهي یک انسان آگاه باز مي تابد قوي تر ميشود. چنين نيست كه فقطانسان آگاه قدردان حقيقت باشد، بلكه حقيقت نيز قدردان انسان آگاهست. درشرق بسيار معروف است كه وقتي يك نفر به روشني ميرسد، همه عالم جهشي بزرگبسوي ناشناخته برمي دارد. هر انسان روشنبین، جواهر حقيقت را بيش از بيشزيباتر مي سازد. اما هنر اينكار ساكت بودن است، سكوت مطلق. بنابراين توبايد بدون انجام كاري در سكوت بنشيني تا آنگاه بهار از راه برسد و سبزهها خود به خود رشد كنند. هيچ تلاشي لازم نيست. تنها چيز لازم، دست برداشتناز تمام تلاشهاست انگار كه تو وجود داري – اين همان معناي سكوت است. وقتيتو كاملا از ميان برخاسته باشي، ‌حقيقت از راه مي رسد. با چنان شكوه وزيبايي، با چنان شور و نشاط، با چنان سرمستي كه در تصور نمي گنجد.

شاد باشید