Re: متافیزیک و علوم غریبه (خودشناسی با آموخته های علوم غریبه

#4464
orkideh
مشارکت کننده

جلسه سوم از مبانی خود شناسی باعلوم غریبه:::

با پیداکردن، راه کار برای اجابت دعا و دانستن علت نتیجه نگرفتن ازکارهای علوم غریبه چه چیز میباشد :
ما برای ارتباط پیدا کردن با علم غیب نیاز به چه ابزار های داریم و دانستن زبان غیب چگونه حاصل می شود.
انسان زندگی اش را از رهگذر زیستن پربارمعنادارمی کندومعنا از رهگذر پاسخگویی به خواسته های موفقیت،پیش آمده کشف می شوددرنتیجه باتعهدنسبت به تکلیف منحصربه فرد زندگی تجربه می شود تمام این آگاهی دردرک معنا خلاصه می شود هنگامی که افراد قادربه یافتن معنایی درزندگی خودنیستنددر بحران وجودی غوطه ور می شوند.برای همین درموقعیت های نامناسب قربانی بی معنایی می شوند، آنها از ملال وغم زدگی درونی وفقدان جهت گزینی هدف مند رنج می برند.
درک حقیقت معنا رادر(دقت وتوجه) جستجو بایدکرد.چون برای فهم هرموضوع به شکل گیری یک اندیشه،یک عامل وپدیده حسی وخارجی نیازمندمی باشیم.وعامل دیگری که یک موضوع را شایان توجه ودقت می سازد، برانگیزنده بوده آن موضوع به عنوان یک محرک است.به هنگام توجه ودقت خودرا آماده می سازدتابا محدود ساختن حرکات فیزیکی وکاستن از تنوع افکارش،تا حدممکن تنها معطوف به موضوع موردتوجه گردد.
کسی حقیقت خود را بشناسدبه تمام زوایای مخفی حیات خویش دست می یابد و به عظمت آفریننده اش آگاه خواهد گردید.
انسان نیازمند خودشناسی است.تابتواندعالم غیب خودرا بشناسد آیا تا به امروز ازخود پرسیده اید پیامبراکرم درآن هفت سالی که درغار حرا بودمشغول به چکاری بودند چون هنوز ارتباط باپرودگار نیافته بودندوهیچ احکامی هنوز جاری نشده بودوهمانطورکه مطلع هستیدایشان فرموداندمن عرف نفس فقدعرف ربه(هرکس خودش را شناخت خدا راخواهد شناخت)
ماده که تشکیل دهنده بدن است .مخلوق خداست ،ولی بی زوال. نیست،طوری است که می تواندبه صورت ومقاصدی منطبق گردد.
اقامت آدمی دراین عالم طوری طرح شده که اوچنان تربیت شود. تابه عالیترین مقام صعودکندیابه پست ترین گودی سقوط نماید.
گناه در زندگی آدمی حدی ندارد ،نجات درکفاره بدن نیست،بلکه درنفس است،که اسارت ماده به رجعت مقام ومبداخود میباشد، وهدف انسان رسیدن به(شباهت برخداست).بهترین وسیله برآن ریاضت پیشگی وپاکی جستن از خویشتن ،باور به یک فکر ثابت وقابل انجام برای رستگاری .یک قلب می تواندمارایاری کند تاازشهودیک جمال ازل آگاه گردیم، روح آدمی خودرادرتماس با جهان معقول می یابدوحق رامی شناسد.این آغاز(دقت وتوجه) است.تا بداند این عالم معقول حاصل احساس یا نفس آدمی نیست.محسوس نمی تواندمعقول بوجود آوردکه بدون دگرگونی است درصورتی که عالم متغیراست.
حق ثابت است درصورتی که تلقی نفس متغیره است،حق پیدا می شود وساخته نمی شود وعقل بشرتابع آن است.نفس می تواند با پرهیز ازهرچیزوکناره گیری از حواس،خدارادریابد آن درعمیق ترین گوشه های قلب باذات متعال که درآنجامکان داردمتحدمی شود. قلب انسان می توانددرپنهان ترین نقطه متبرکه فعالیت خود که جنبه روحانیت آن می باشد.آرامش جوید،ماخدا رابه وسیله علم نمیتوانیم بشناسیم،مامی توانیم آنچه را که خدا آن نیست بدانیم ولی آنچه اوست نمی توانیم بدانیم،
شخصیت سالم، هرلحظه به خودبصیرت وآگاهی دارد.خودمسئول زندگی خویشتن است نه دیگران انسان نه بازیچه محیط است ونه مخلوق غرایز و انگیزه های درون، بلکه موجودی است.که آزادی انتخاب دارد.
اساس درک انتخاب به درک واحدبودن انسان برمی گردد وصفات انتخاب،نشانه یگانگی واحداست،که یکتای بی همتا بر او ارزانی داشته است.واین بصیریت وآگاهی رابه انسان داده است تامسئول زندگی خویش باشد.
هدف این است که باگوش دادن به ندای تجربه خود و پرهیز از تحلیل عقلانی آن، سازمان تجربه های خود را دگرگون کنیم.تمام تلاش خودرا میکند تاجلوی درک وجود درفضای سرشاراز حضور نگیرد.
هرقدردرک وفهم برای فهمیدن معنا بیشترباشدبه حقیقت درک اسمأ خواهدرسید.هرقدرمعناجامع تر وفراترباشدقابل فهم بودن آن کمتر است.
ماچاره ای نداریم جزاین که به دنبال خودمان بگردیم.ناامنی رنج آور درتمام گستره ها ریشه دوانیده است وانگیزه رابرای پرسشگری. بالا برده است.
ازآنجایی که آدمی همواره درحال تغییر وتحول ونیز در جریان و پویایی به سرمی برد و هیچ ثباتی درتفکر آدمی وجودندارد،پس زندگی درنهایت چیزی نیست جز یافتن درست برای مسایل زندگی وانجام صیحیح وظیفه هایی که برعهده ماست
برای رسیدن به عالم غیب،باید دست به شناخت زد تا حضور در باطن داشت. واین حاصل نمیشودالابه داشتن آرامش در باطن وآن نيز حاصل نمى شود الارسيدن به كمال سكوت.
درجوامع پیشرفته دراثر تحقیقات به این نتیجه رسیدن برای کسب هر توانمندی نیاز به تمرین مداوم میباشد واین تمرین هابا دوره ۲۸ روز انجام میشودوهرکسی درچهار دوره ۲۸روزه درهرموضوعی به یک عادت شرطی میرسد بهمین دلیل ما از این روش برای یافتن وجود بهره میگیریم وباتمرین درساعت مشخص ومداوم به عادت سکوت به نتیجه های عالی خواهیم رسید تداوم دراین راه عامل پیروزی است وسالک باید بداند هرگز نباید دست از تلاش بردارد،
یکی ازدلایل بزرگ به نتیجه نرسیدن دعا نداشتن وجودمیباشد وقتی تودعامیکنی آن دعا توسط چه چیزی باید عرضه شود کدام نیرو باید آن را به اجابت برساندتو وقتى ذكر ميگويي شنونده ذكركيست؟تا به امروز ذكررا فقط بصورت صوت خواندی فكر كرداه ای چه فرقى با نوار ضبط صوت داری آياضبط نمى تواند چيزى راكه تومی گویی باهمان کیفیت بگوید وقتی نتوانی دقت وتوجه وحضور درعمل داشته باشی، اثر ذكرتو مثل ضبط صوت است.عموما مردم اينچنين ذکرمیگویند.

آدمی باحس پنجگانه زندگی میکند واین حس ها همیشه دراشتباه و خطا بسرمی برد تابه امروز فکرکرده ایی چرانمی توانی به خواسته وآرزویت برسی ،چرا دعا هایت به اجابت نمی رسد،اینهمه نذرونیاز این همه استمدادهمه بى اثروهيچ اجابتی درکارنیست.

بايد بدانيم درون هركدام ازما يك خداست ( روح دميده) شده بايد به آن ذكرودعا راتحويل دهى اوقدرت اجابت خواسته ها را دارد واو با پروردگاريكتا درارتباط است وتا به اودست نيابى هيچ نيستى وهيچ اهل كاهنات باتو ارتباط ندارند(چون اصلا تووجود ندارى) وهربلایی هم سرت بیاید کسی جوابگونیست،واین میشود سرگردانی میلیاردها نفر درروی زمین،
کسی که وجود دارد میداندجلوى آن وجود همه فرشته ها وجن و پرى وديو سجده کرده اندو همه سوگندخورده اندمطيع و فرمان بردار اوهستند وهرخواسته را بگويد به امرخدابایداجابت كنند.
پس برای دستیابی به این قدرت باید شروع به تحت فرمان در آوردن نقس نماید وآن امکان ندارد جز کسب قبول باور رسیدن به دقت وتوجه، وتا درانسان(دقت وتوجه) زاده وعادت نشود به تمرکز وحضور نخواهد رسیدوکمال حضوردرکسب خرداست وقانون خردمندی درفهم صبر واینها حاصل نمیشود الا به عادت شرطی سکوت ،چون زبان غیب وکلام حق درسکوت شکوفامیشود ونماد میگیردوتابه خدا،درون که از رگ گردن بتو نزدیک است ،دست نیابی هیچ حاجتی به اجابت نخواهد رسیدبایدبه شناخت خویش دست یابی درغیراینصورت.فقط وقت هدردادن است وعمربه فنا سپردن است.

اما قانون اول این راه به این شرح میباشداساس کشف وجودبسته به تمرین بر عادت سکوت میباشد و اینکار را هر روز سه نوبت در ساعت معین و۲۸ روز در همان ساعت بایدانجام دادببینید مانمی خواهیم درطول روز سکوتمان زیاد باشد افراط وتفریط ،انسان راخسته وبیقرار ودرانتها افسرده می نمایدپس داشتن یک نظم و یک برنامه درست کمک می کند تا از این حالت خارج شویم.

شرح قانون اول: هرکس باید برپای ماه تولدشروع نماید یعنی باید وقتی قمر وارد برج صاحب طالع می شودباید شروع نماید. مثال متولد فرودین باید وقتی قمر واردحمل می شودشروع نماید.درهر
روزسه بارتمرین۱۰دقیقه باید انجام شود( صبح،بعدازظهر وشب) ولی برنامه شب بعدازده دقیقه سکوت ۳۳۶مرتبه(یامصور)یعنی نگارندصورتهابگویدودوبار۴ دقیقه سکوت کنید این تمرین اگردقیقا ۲۸روزباسکوت به این تمرین بپردازید کم کم آرامش ونشاط خاص برایتان شروع خواهدگردید.

اولین گام درراه آگاهی،درک نادانی است.کسی که دارای عزمی راسخ است.جهان رامطابق میل خویش عوض می کند.
انسان برای ادامه حیات خودنیازمندداشتن ایمان است وایمان تنها یار و یاورفردبرای نجات او ازاضطراب وترس می باشد.
لذت،(ناشی ازحالت یافته های مغزی است).اگرلذت منبع معنای زندگی بود زندگی چیزی برای ارائه به انسان نداشت.تاانسان ازعالم فوقانی تولد نیابد.سلطنت الهی رانمی بیندوداخل آن نمی گردد دنیا وشهوت آن درگذراست.تاریخ تکراربی پایان خطاهای زندگی است.

لیکن کسی که به اراده خدا عمل می کندتاابد باقی می ماند (بخواهیدکه به شما داده خواهد شد،بجوئیدکه خواهیدیافت.و بگوبیدکه به روی شماخواهندگشود){ انجیل مقدس}

وکلام آخر؛بابیان رسول اکرم ص به پایان میرسانم.{به تعدادآدمی راه است برای رسیدن به خدا وهرکس باید راه خودش را بیابد.}