Re: متافیزیک و علوم غریبه (خودشناسی با آموخته های علوم غریبه

#4463
orkideh
مشارکت کننده

جلسه دوم:::

بشردرحالی که هست آخرین جلوه آفرینش نیست.اگرنتواندخودش ومذهبش راباجهان جدیدسازش دهد،جای اورانوعی دیگرخواهدگرفت،که بیش ازاوبفهمدوکمترازاو دارای طبعت خشن باشد.اگرآدمی آنچه را از اوخواسته می شود نتواندبه جای آورد،آفرینش دیگری پدیدار می گرددکه بتواند،،،،،،، می توان گفت که هسته مرکزی تفکر وجود این است،که جهان بدون مااعتباری نداردودرواقع این ماهستیم،که به دنیا،حقیقت وحیات میبخشیم، انسان درکمال خرد،موجودی انتخابگراست ومی تواند، هم برمحیط درونی وهم برمحیط بیرونش شکل دهد،ولی ذات متعال درخود ماست.مگرنمی دانیدکه شمامعبدخداییدوروح خدادر شمامنزل دارد؟!هرگاه روح درنهادماتحقق یابد،ماخدارابه یک شهود مستقیم چنان که هست وما را می شناسد،خواهیم شناخت،اکنون ما،رادرآینه روح می بینیم.درآن انعکاس کامل ومشخص به دست نمی آید،دیدنی هاکوتاه ولی نادیدنی هاجاودانند،این خانه زمینی منزل موقتی است،که دررنج می بریم.

کسی که به خدا اتحادجویدروح واحدمی شودوکلمه است.که درنهاد هرانسانی موجود است بااین که نامهایی به اومی دهیم،اومسلما،بی نام است.خدا نه واحددارد نه عدد.نه جوهراست نه غرض، وقتی ماکلماتی ومفاهیمی به کارمی بریم،برای توصیف خدای ،جاوید ان نیست.بلکه برای فهم خودماست.ماجزازراه(عقل،کلمه،ودل) راهی به خدا نداریم.
( کلمه خدا،انسان شدتاتوهم بتوانی ازانسان بیاموزی که چطور انسان می تواندخدا گردد .سلطنت آسمان هادرخودشماست.هرکس خود رابشناسد،آن راخواهدیافت){انجیل مقدس}
درزمان گذشته جهان رابه چهارعنصرتعریف می کرده اند( آتش،باد، آب،خاک) اگر هر عنصر رانقطه ای بدانیم وچهارنقطه راعمودبرهم رسم نماییم،نقطه شکل(۱)(ا) الف ویک را رسم می نماید و می دانیم ،تمام کلمات واعداد ازترکیب نقطه هاپدیدارمی شوددرعلم وجودمطلق حق که مبدأظهوروجوداست.به منزل الف که درذلت خودمطلق ومنزه از هرقیدی است، و مبدأظهوراشکال حروف است.
پس( الف) مبدأظهورواشکال حروف می باشد،جریان نقطه در پیدایش حروف مانندپدیداری است درهیکل اشیا چنان که پدیداری به صورت های پی درپی دراشیا قبول صورت می کند.
کلمه آدم یعنی الف که برآن دم حق رسیده است.یعنی کل هستی به اضافه دم حق( روح خدا) که کلمه آدم راپدیدارکرده است.
پس،ازاین روی،الف به آغاز سطرفرودمی آید،زیرادرتمام احدیت وایجادخلقت فرودآمده است.هرعددی برای ظهوروتحققش نیازمند ظهورواحد است.درشمارش اعداد،یک،دو،سه،.،….نداریم یعنی عدد دومساوی است بادوتایکی،وازتکرارواحدهاپدیدارمی شود.
هرواحدنمونه منحصربه فردبا تمام قابلیت هامخصوص به خودمی باشدوهیچ واحدی تکراری نیست.
تمام واحدهادارای یک آفریننده (احد) بیش نیستند،تمام واحدهااز سوی یکتایی بی همتا آمده اند وبه سوی اوبازمی گردند.غایت کمال وتعالی الف پیوستن به سرمنزل خویش می باشد،جذب یک واحددر یک احداست،همانطورکه می دانیدضرب یک دریک میشودیک.
چون ابزاردرک وآگاهی هستی،به حروف وشناخت اعداداست.به همین جهت شناخت حروف واعداد ارکان آفرینش راتشکیل می دهند.،،،،،‌‌اعدادروح حرف هستند،،،،،،
احدکه دراسماالهی به معنی یکتاویگانه است واسم ذات است ودر ابجدکبیر،عددش ۱۳ می باشد،یعنی یک به اضافه سه که جمع آن ۴ می شودوکثرت رادراعدادبیان می نماید وعددچهار،پدیده پیچیده نظم جهان است.چهارنقطه ( درعلم نقطه) پدیداورنده آدم یا طریق می خوانده که واحد بودن رابیان گراست.
واحدنیزدرابجدعدداش۱۹است که اغاز تمام سوره هابا( بسم الله الرحمن الرحیم) بانوزده حرف تشکیل می شود
{ سوره مدثرآیه۳۰}
فاصله واحد که عددش۱۹ واحدکه عددش ۱۳ است،شش باقی می ماند که نقل خلقت درشش روز توسط پرودگار یکتامی باشد.
درعلم نقطه جسدرانماینده عنصرخاک می دانند،وتمام نمادین خاک را جسدحمل می نماید.
علم نقطه،( بادپیام آورسیرحیات است وباردانایی داشته هاراحمل می کند
علم نقطه آتش راخردوخودآگاهی وقابلیت هرپاکی دراوجاری می داند
درعلم نقطه آب مایع حیات وعزت دهنده حرکت خواندمیشود.
درآموخته های علم حروف خواهم گفت که پدیده هرحرکت درسیرنقطه است وهیچ رازی ( درمستحصله)جز به سیر نقطه حاصل نمی شودوبسترحروف واعداد به سیرنقطه می باشد.
کمال ما درذات خداست،اگرخودواقعی باطنی علوی رابجوییم درواقع خداراجسته ایم ،برای این که آن بشویم که بالقوه هستیم، این که بتوانیم قیود دینی رابگسترانیم ناچارباید به ریاضت تن دهیم.
کلمه ای که به گوش انسان وارد می شود وبرلبش می نشیند،وقتی کلمه خداست که اعجاز به عمل آید.وگرنه آن هم مانند سایرکلمات بشری خواهد بود.
اگرقرارباشد باکلمات وحرکات،چندی از روی عادت بدون توجه به حقیقت آن صورت گیرد، بدان دائما دستخوش فریبکاری خود ودیگران خواهیم بود.