Re: اذیت و آزار با اجنه (زندگی واقعی من)

#4317
مجید
کاربر

دوران آرامش

چند روزی است بار دیگر تقریبا آرامش برقرار شده است. البته تیک ها بعضی مواقع وجود دارد اما بسیار کمتر شده است. روز قبل از این آرامش، یک روز بسیار دهشتناک بود، این روز کاملا شبیه موقعی بود که در سال پیش دچار توهم شدم و در بیمارستان بستری شدم.

1- در آن روز دهشتناک 99% درصد افکارم برای خودم نبود. کلا تزریقی بود، همینطور می ساختند می آمدند بالا. آخر شب سرم به طرز وحشتناکی درد می کرد. مثلا هنگام رانندگی می گفتند بزن به این بزن به آن و ….. روش های بسیار پیشرفته ای در تزریق فکر دارند که زبان از بیان و توصیف آن کاملا قاصر است.

2- یکی دیگر از توانایی هایشان توانایی کنترل اعمال بچه های خردسال می باشد. می توانند اعمال بچه های خردسال را هم کنترل کنند. به خودم گفتم باید مواظب اعمال خودم باشم و اجازه ندهم افکارم فعلیت پیدا کند. گفتند نه اعمال هم می توانیم کنترل کنیم. بعد یک بچه خردسال که داشت در حیاط بازی میکرد دقیقا همان چیزهایی می گفت که این ها به من تزریق می کردند. البته این اولین بار نبود. قبلا هم متوجه این تواناییشان شده بودم و مویدهای دیگری هم دارم.

3- یکی از یافته های جدیدم هم این ها که گوش ها محل نفوذ است. بواقع با استفاده از گوش ها به مغز من نفوذ می کنند، فکر تزریق می کنند، می خارانند و یا تیک می زنند.