Re: تسخير

#3794
ناشناس
غیرفعال

سلام استاد، نه مشكلى با خوندنه قرآن ندارم. بار اول يك كشيش كاتوليك جن گيرى رو انجام داد كه به خاطر بيمار شدنم متوقف شد. دفعه ى دوم يك پير مسلمان سعى كرد و شروع كرد به قسم دادنه اون موجود. به من گفت كه كف هر دو دستام رو روى زمين بذارم و بعد دعاهايى خوند ولى به پنج دقيقه نكشيد كه من تب و لرز گرفتم و كار متوقف شد.
من هند زندگى ميكنم، اينجا چون اديان مختلف در كنار هم هستن، تعصب مذهبى وجود نداره و تمام اديان به زيارتگاههاى همديگه ميرن و در مراسم مذهبى شركت ميكنند. اون پير مسلمان ساكن خلدآباد (از روستاهاى اورنگ آباد) هست و خيلى معروفه. من رفتم اونجا و بهم گفت اگر ميشد يكماه اينجا بمونى، بهتر ميتونستم كمكت كنم، ولى همون پنج دقيقه ى اول من حالم بد شد و تا سه روز نتونستم بخوابم. بطرى هم كه بهم داد، ناپديد شد درحاليكه مطمئنم كه گذاشتمش در داخل ساك بين لباسهام. يك ماه مريض بودم و دوباره به غلط كردم افتادم تا خوب شدم. اين پير مسلمان، آخرين اميد من بود چون شنيده بودم كه صوفى بسيار قدرتمندى هست و از تمام دنيا ميان پيشش. من دو ساعت در نوبت بودم تا تونستم ببينمش انقدر كه ازدحام جمعيت بود. ولى براى من خيلى وقت گذاشت و گفت موردت با بقيه فرق داره، منتظر شو تا كار بقيه رو انجام بدم و بعد بيا داخل. از هيچكس هم هيچ پولى نميگرفت و هيچ درخواستى نداشت.

بار سوم خيلى تصادفى، نه با هدف دور كردنه اين موجود، به يك معبد هندو رفتم براى تماشا كه از شانس من، يكى از مهمترين مراسم مذهبيشون همون موقع شروع شد. من از ترسم نميخواستم شركت كنم. يك راهب ازم اساميه كل خانواده رو پرسيد كه در مراسم لحاظ كنند. نخواستم بى احترامى كنم و در مراسم شركت كردم و تبركم كردند، از معبد كه خارج شدم، تب و گلودرد شروع شد و دوباره يك ماه بسترى!

ظاهرا قدرت ايمان و خلوص نيته كه اين موجودات رو آزار ميده! در كليسا، مسجد و معبد واكنش دقيقا يكى بود.