Re: ارتباط با همزاد

#2442
ناشناس
غیرفعال

دقيقا مجتبى جان، مشكلم از همين سايت حل شد. به همين راحتى كه نرفت، خيلى اذيت شدم. دو هفته سختى كشيدم و دوباره بيمارستان بسترى شدم، نزديك بود كارم به عمل جراحى معده بكشه. دو سه شب، توى گوشم جيغ ميزد و خيلى عصبانى، جملات نامفهوم ميگفت. خوشبختانه من انقدر از دستش سختى كشيدم كه ديگه از اين چيزا نميترسم ! منم سرش داد ميزدم و ميگفتم مثل آدم حرف بزن ببينم چى ميگى!؟ دوباره همون جمله هاى نامفهوم رو ميگفت! منم فحش و بد بيراه بهش ميگفتم