Re: ارتباط با همزاد

#1816
roghayeh
کاربر

با سلام و عرض ادب
سایت شمارو با سرچ همزاد در گوگل پیدا کردم و البته خوشحال شدم که بالاخره کسی رو پیدا کردم که میتونه کمکم کنه
من از روزی که یادمه روی آرامش رو ندیدم و همیشه برای خواسته هام خیلی تلاش کردم خیلییییییییییییییییییییی
و جالبه که با وجود تلاش زیادم یا به خواستم نرسیدم و یا اگه خیلی به زخمت بهش رسیده باشم اونی نبوده که من دنبالش بودش – تو چند سال گذشته این مورد خیلی بیشتر به چشم میاد به خصوص از وقتی که ازدواج کردم – تو دوسال گذشته که دیگه به اوج خودش رسیده و واثعا به جایی رسیده که من دیگه از خدا هم ناامید شدم – اینو جدی میگم یعنی جوری شده که من به هرچی دست میذارم میترکه و برای خواسته هام خیلی تلاش میکنم حتی به نقطه آخرم میرسونمش اما به یکبارههههههههههه همه چیز خراب میشه …..
واقعا خسته و مستاصل شدم و نمیدونم باید چیکار کنم – یعنی به خدی رسیدم که حس میکنم خدا هم باهام لج کرده باورتون میشه واقعا یه همچین حسی دارم
دیگه حدیدا به این نتیجه رسیدم که مشکل از جای دیگه است ! با خودم فکر کردم که یا برام دعایی طلسمی چیزی گرفتن و یا مشکل از همزادمه که دوست داره همیشه مستاصلو پریشون باشم اما نمیدونم این پریشون حالیو استیصالو اشکای من چه نفعی میتونه برای همزاد من داشته باشه – الیته اینم بگم که تصور من از همزادم یه خانوم زیبا و متشخص و بی نظیر و مهربونه …..
آهان اینم یادم رفت بگم که تقریبا 3 سال پیش تو خونه تنها خوابیده بودم که احساس کردم مردی کنارم خوابیده و صدای نفسهاشو میشنیدم من این مرد رو کاملا دیدم اینو قسم میخورم هرچند که الان خوب یادم نمیاد و همه بهم گفتن خیالاتی شدی اما من یه مرد ترو تمیز و شیک با کت و شلوار مشکی که اتفاقا سبیل هم داشت دیدم باور کنید انقدر برام واضح بود که من صدای نفسهاشم میشنیدم قبل از اون هم تو یه خونه دیگه بودیم که به یکباره شیر آب ظرفشویی خودبه خود باز شد البته از این اتفاقات برای اون شیر آب زیاد میفتاد چون خراب بود که من بهش توجهی نکردم و دیگه اتفاق نیفتاد – یکبارم تو همون خونه بیخودو بی جهت آینه پشت پاندول ساعت ترک خورد که باز همه گفتن حیالاتی شدی به خاطر گرمو سرد شدن هوا آینه شکسته ؟! اما اون مرد رو تو خونه دیگه ای دیدم ؟!
حالا واقعا نمیدونم باید چیکار کنم ؟! دلم میخواد از این وضع دربیام و لااقل یه زندگیه آروم داشته باشم …. ارامش از زندگیم رفته واقعا رفته
اما درباره همزادم ، من نمیدونم شاید شما بگید اشکال از اونه و اون داره اینکارارو میکنه اما اگه بهم دعایی چیزی میخواید بدید خواهش میکنم یه چیزی باشه که بهش آسیبی نرسونه من دوستش دارم و نمیخوام بهش آسیبی برسه – امیدوارم که اون هم در آرامش باشه – زحمت میکشید اسمشم بهم بگید – اسم من رقیه و اسم مادرم اکرم میباشد 33 سالمه
باز هم به خاطر اینکه وقتتونو برای خوندن پیغامم و پاسخگویی به من گذاشتید تشکر میکنم