پنجشنبه , جولای 19 2018
صفحه اصلی / ماوراء / ادگار کیسی و پیشگویی

ادگار کیسی و پیشگویی

اِدْگار کِیسی: (۱۸ مارس ۱۸۷۷ – ۳ ژانویه ۱۹۴۵)، یک آمریکایی مشهور بود که توانایی‌های ذهنی داشته‌است. او مدعی بود وقتی که به حالت خلسه (هیپنوتیزم کردن خود) فرو می‌رود، توانایی دستیابی به جواب سؤال‌هایی با موضوعاتی مانند سلامتی یا آتلانتیس را دارد. به خاطر اینکه او کارهای ذهنی خود را در حالت نیم خواب انجام می‌داده‌است وی را «پیامبر خفته» و «بزرگ ترین عارف آمریکایی» نیز خوانده‌اند. او یک مدیوم (واسطهٔ روحی) بوده‌است، با این حال او می‌خواست که مردم او را یک شفادهنده بدانند نه یک …

مدیوم.

روش ها

کیسی در یک حالت نشئگی کار می کرد. این بدان معناست که او می توانست در حال خواب صحبت کند و به سؤال های اشخاص در مورد سلامتی، حال و آینده پاسخ دهد. این اطلاعات «خوانش» نامیده شد. در ابتدا این خوانش ها دربارهٔ سلامت جسمانی افراد بود (خوانش های جسمانی)؛ بعداًاین خوانش ها راجع به «زندگی های گذشته»، «رایزنی های تجاری»، «تعبیرخواب»، و همچنین سلامتی روحی روانی» بود. انجمن تحقیق و روشن فکری به طور متداول مراقبت از تمام خوانش های او را بر عهده می گیرد و با بیماران پیش و پس از تشخیص درمان توسط خوانش تماس می گیرد. خوانش ها بر فکر عصر جدید اثر گذاشته اند

تاریخ زندگی

ادگار کیسی در 18 مارس 1877 نزدیک هاپکینزویل، کنتاکی متولد شد. وقتی او 10 ساله بود انجیل را بارها و بارها می خواند. او می خواست به مردم دربارهٔ خدا بگوید و آنها را شفا بدهد

اولین شغل ها
او در دسامبر 1893 به هابکینزویل رفت. اولین شغل او در بین سال های 1898 – 1894 در «انبار کالاهای خشک ریچارد» بود؛ سپس در «کتابفروشی هوپر» کار کرد؛ که هر دو در خیابان اصلی بودند. سپس او در سال 1903 با گرترود ایوانس ازدواج کرد
تجارت

در سال 1900 او با پدرش به تجارت و فروش حق بیمه روی آورد. اما او در 18 آوریل دوچار بیماری سخت التهاب حنجره می شود و او به هیچ عنوان نمی توانست حرف بزند. او مجبور بود حدود یک سال در خانه با پدر و مادرش بماند. او یک عکاس شد زیرا عکاسی نیازی به صحبت کردن نداشت. او به عنوان یک دستیار در کارگاه عکاسی دابلیو. آر بولز در نبش خیابان نهم و خیابان ویرجینیا در هاپکینزویل مشغول به کار شد

اولین کار هیپنوتیزور
در سال 1901 یک شخص هیپنوتیزور و سرگرم کنندهٔ مردم به نام هارت در حال انجام کارهای سرگرم کننده در نمایشخانهٔ هاپکینزویل بود. او شنید که کیسی بیمار بود و از کیسی پرسید که آیا او می تواند برای شفا یافتن تلاش کند؟ کیسی گفت: بلی و هارت برای شفا دادن کیسی در حضور یک تماشاگر تلاش کرد. کیسی در حال از خود بیخودی ناشی از هیپنوتیزم توانست صحبت کند اما وقتی او بیدار شد نتوانست صحبت کند. هارت کیسی را آنقدر هیپنوتیزم کرد که صدایش بعد از خواب نیز عادی بماند، اما صدای کیسی عادی نشد
هیپنوتیزم عمیق

هارت مجبور بود برود اما یک هیپنوتیزور دیگر به نام آل لین ، کمک کردن به کیسی را برای داشتن یک صدای خوب ادامه داد. لین از کیسی هنگامی که در یک خواب هیپنوتیزم است، می خواهد که ذات و ماهیت حالتش را توضیح دهد و شفا یابد. کیسی خودش بیماری مزمنش را به جز یک بار از «من» استفاده کرد از نگاه اول شخص جمع (یعنی «ما») شرح داد. در خوانش های بعدی او به طور معمول با عبارت «ما یک بدن داریم» شروع می کرد. بر طبق خوانش نقصان صدایش به خواب روانشناسانهٔ هیپنوتیزم بستگی داشت و می توانست با افزایش گردش خون در محفظهٔ صدا اصلاح شود. لین پیشنهاد کرد که گردش خون افزایش یافته است و ناگهان صورت کیسی به طور ناگهانی و به واسطهٔ افزایش گردش خون صورت کیسی قرمز شد و قفسهٔ سینهٔ او نیز به قرمز روشن تغییر رنگ داد. بعد از بیست دقیقه کیسی هنوز در خواب بود گفت که درمان انجام شد. وقتی او بیدار شد صدایش به حال عادی مانده بود. او بعداً باز هم مریض شد، اما دوباره از طریق لین و به همان روش قبلی که شفا یافته بود، به طور کامل درمان شد

کار کیسی با رشد کردن شهرتش رشد کرد. او مخالف عطا کردن داوطلبانه بود و این کار را برای حمایت از خود و خانواده اش انجام می داد آنقدر که او می توانست تمام وقت کار کند. او به کار کردن در یک وضعیت مسلم خواب با یک هیپنوتیزور، در تمام زندگی اش ادامه داد. همسر و پسر بزرگش بعداً جای لین را در این قضیه بر عهده گرفتند. یک منشی به نام گلیدیز دیوایس در حالیکه کیسی خواب بود از خوانش هایش یادداشت برداری می کرد. طبق گزارشات کیسی یک بار در زندگی با خانم دیوایس عشقبازی داشت. در سال 1929 بیمارستان کیسی توسط یک ثروتمند ذینفع از خوانش های ذهنی، مورتون بلومنتال در شهر ویرجینیا بیچ تأسیس و حمایت مالی شد. کیسی در سال 1926 بواسطهٔ یک مقاله مهم در کورونت مشهور شد. او خوانش هایش را به 8 بار در روز افزایش داد و تلاش کرد این رقم را افزایش بدهد؛ اما این کار توان زیادی از سلامتی او را گرفت

مشکلات
خوانش های ذهنی یک آسیب را بر سلامتی کیسی ایجاد کرد و او عدم موفقیتش را برای دادن یک خوانش واضح، به کار کردن زیر یک فشار خیلی زیاد نسبت داد. او در برگرداندن پول مشتری های ناراضی وسواسی عمل می کرد. ادگار کیسی در 3 ژانویه 1945،
بعد از پیشگویی مرگش در چهار روز قبل، مرد
(((ادگار کیسی همیشه از عصر جدید سخن می گفت و انزمان که از او راجه به این عصر جدید سوال می کردند او جواب می داد اوج دانش و اگاهی انسان برای برقراری و تماس با نیروها افریننده و زایشگر جهان ما.و تمام راهکارهای برقراری ارتباط با این نیروها و چکونگی استفاده از انها در جهات گونا گون اطراف خود
این بینش در طول دوره به اسم اتلانتیس یا لو مریاامده است چی؟ نابودی نوع بشر و او برای اغاز دوباره ناچار است که از میان این خودپسندی و صفات کنونی اش بگذرد)))
کیسی به ما می گوید از اادوار پیشین زندگی بشری همانند اتلانتیس انها در کمال بهرمندی از اگاهی و دانش از نیروهای افریننده و عظیم جهان ما در مرتبه ای بالا از جهات گوناگون مادی و معنوی بروی زمین و فراتر از ان دست یافته بودند متاسفانه ما این اگاهی و معرفت را در راهمناسبی به کاره نگرفته ایم ما با بدرفتاری با ان ان را از دست دادهایم.قدرت نوین ما با بسته شدن راههای این اگاهی ها امده است

این بدرفتاری باعث از دست رفتن فرهنگ ها ی بزرگ و روحی دینی و معنوی بر ای ما بوده اند

و ال ما در زمانه ای قرار گرفته ایم که گویا با پایان تمام دستاوردهای شیطانی مان دوباره فرصت بدست گرفتن نیروها ی عظیم نصیبمان می شود اری در سال2012
با پایان این دوره از زندگی بسری با شروع ژانویه2013عصری نو اغاز می شود بی درد.جنگ.غارت تجاوز دزدی نابرابری برده داری و…………..
همورابی پادشاه کبیر بابل قرنها پیش گفته بود از امروز ای مردمان ما علم بشر رو به کاستی می رود

یکی دیگر از تصاویر ذهنی ادگار کیسی که شاید تا به حال ان را در فیلم ها و… دیده باشید تصویر شهر نیویرک است که در اعماق اب ها فرو رفته است
اری گویا فرجام ابر شهر تمدن ما نیویرک این شهر عزیز و منفور همان چیزی است که ما عاقبت اتلانتیس می دانیم یعنی اعماق اب ((یادش بخیر داستان الدرادو شهر گمشده))
(((((نیو یرک را نگاه کنید بسیاری از بخش های غربی ان اشفته و از بین رفته است. همانگونه که بسیاری از قسمت های غربی
همانند مناطق مرکزی ایالات متحده. لس انجلس .سانفرانسیسکو و همه اینها نابود شده اند پیش از نیو یرک یا پیش از نیورک خودش را از دیدگان پنهان کند
و این افرینشی دوباره است گرچه جنوب غربی کالیفرنیا و جرجیا از نظرها نا پدید می شوند این رخداد بسیار زود رخ می دهد اب دریاچه بزرگ (گریت) در خلیج مکزیک فرو می ریزد)))))))))))))
منظور از دیاچه گریت همان دریاچه پنچگانه در شمال امریکا و مرز کانادا است و خلیج مکزیک هم در جنوب امریکا است حال خودتان تصور کنید چگونه سر تا سر ایالات متحده زیر اب فرو می رود

درباره nasher

این مطالب را نیز ببینید!

رسیدن روزی از غیب

رسیدن پول از غیب با ریاضت اسماء الله این ریاضت که نیاز به ترک جمالی …

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *